خبرگزاری حوزه | در نظریههای روابط بینالملل و جامعهشناسی سیاسی، مفهوم «امنیت» فراتر از صرفاً حفظ مرزهای جغرافیایی و توان نظامی تعریف میشود. امنیت در معنای مدرن و عمیق آن، گرهخورده با مفاهیمی چون «هویت جمعی»، «سرمایه اجتماعی» و «مشروعیت» است. موضعگیری اخیر رئیسجمهور کشورمان در واکنش به اظهارات سخیف ترامپ، که طی آن تعرض به رهبری معظم انقلاب را «جنگ تمامعیار با ملت ایران» تلقی کرد، میتواند از منظر علوم انسانی، به عنوان یک نمونهی بارز از «دفاع از بستر معنایی امنیت ملی» تحلیل شود. این رویکرد، نشاندهنده گذار از درک سنتی قدرت به درکی پارادایمیک که در آن «نمادهای هویتبخش» در رأس سلسلهمراتب امنیتی قرار میگیرند.
* حمله به نمادهای وحدتبخش
بر اساس نظریه «ساختارگرایی» در جامعهشناسی، هر جامعهای برای بقای خود نیازمند «ارزشهای مشترک» و «نمادهای وحدتبخش» است. در نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، «ولایت فقیه» فراتر از یک نهاد سیاسی، به عنوان «مرجعیت معنایی» و «نماد وحدتبخش» عمل میکند. از این منظر، تهدید علیه رهبری، یک تهدید ساده سیاسی نیست؛ بلکه یک «تهدید وجودی» علیه «هویت جمعی» و «انسجام اجتماعی» جامعه ایران محسوب میشود. وقتی رئیسجمهور میگوید تعرض به رهبری جنگ با ملت است، در واقع دارد این واقعیت جامعهشناختی را بیان میکند که در پارادایم امنیتی ایران، «سرمایه اجتماعی» ملت و «نظام سیاسی» در یک همافزایی دیالکتیکی با هم تنیده شدهاند و جداسازی آنها ناممکن است.
از سوی دیگر، این موضعگیری میتواند از منظر «جامعهشناسی معرفت» نیز مورد واکاوی قرار گیرد. دشمن در جنگ ترکیبی و نرم، تلاش دارد با ابزارهای «تخریب نماد» و «تهدید رهبران»، به «اعتبار» و «مشروعیت» نظام آسیب بزند تا از این طریق، «پایگاه اجتماعی» آن را تخلیه کند. پاسخ قاطع و صریحی که با عنوان «جنگ تمامعیار» بیان شد، در واقع یک «کنش بازدارنده معنایی» است. این کنش، مرزهای قرمز را در فضای گفتمانی ترسیم میکند و به بازیگران بینالمللی یادآوری میکند که در محاسبات هزینه-فایده خود، باید «هزینه هویتی» و «واکنش اجتماعی» گسترده را نیز در نظر بگیرند.
* بهای استقلال
نکته دیگر، اشاره به «ریشههای معیشتی» در این بیانات است. در علوم سیاسی، یکی از شاخصهای «ثبات سیاسی»، رضایت عمومی و وضعیت اقتصادی است. رئیسجمهور با شفافیت، «تحریمهای غیرانسانی» را به عنوان متغیر مستقل در معادله فشار مردم معرفی میکند. این کار از دو جهت اهمیت دارد؛ اولاً اینکه از «مسئلهیابی» صحیح در علوم اجتماعی حکایت دارد (تشخیص علت بیرونی از علت درونی) و ثانیاً اینکه با این کار، «مسئله معیشت» را از ابزاری برای تخریب مشروعیت نظام، به ابزاری برای «همبستگی ملی» علیه دشمن خارجی تبدیل میکند. این یعنی بازتولید یک «گفتمان مقاومت» که در آن رنج اقتصادی، نه به عنوان ناکارآمدی نظام، بلکه به عنوان «بهای استقلال» و «قربانی راهبردی» در برابر زیادهخواهی استکبار تعریف میشود.
* دفاع از ساحت معنایی
در نهایت، این نوع نگاه به امنیت و تهدید، نشاندهنده بلوغ «اندیشه سیاسی» در سطح حاکمیت است. اندیشهای که میداند در دنیای پیچیده امروز، امنیت فقط با موشک و سلاح تامین نمیشود، بلکه نیازمند «دفاع از فضای معنایی» و «نمادهای وحدتبخش» است. موضعگیری اخیر، پیامی روشن به جامعهشناسان و نظریهپردازان علوم سیاسی دارد؛ در مدل ایرانی امنیت، «ملت» و «رهبری» دو روی یک سکهاند و هر تهدیدی علیه یکی، بدون شک به عنوان تهدیدی علیه کلیت سیستم تلقی و پاسخ داده خواهد شد. این همان «ارزش افزوده نظری» است که میتواند الگویی برای مطالعات امنیتی در جهان اسلام ارائه دهد.
سعید سپاهی، پژوهشگر










نظر شما